امام زمان (عج) (عینُ النّاظره و اُذُنُه السّامِعَه ولِسانُهُ النّاطق و یَدُهُ الباسطَه: چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویا و دست گشاد? خداوند) است. [در محضر بهجت:1/22]
در رؤیت امام (علیه السلام) مقابله و محاذات شرط نیست؛ بلکه هر جا نشسته، بر اَرَضین سُفلی و سماوات سبع و مافیهنَّ و ما بینهنَّ اِشراف دارد. [در محضر بهجت:1/41]
سبب غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم! [در محضر بهجت:1/91]
به افرادی که پیش از ظهور در دین و ایمان باقی می مانند و ثابت قدم هستند، عنایات و الطاف خاصی می شود. [در محضر بهجت:1/102]
لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد. [در محضر بهجت:1/187]
ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد. [در محضر بهجت:1/311]
دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است. [در محضر بهجت:1/363]
در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد! [در محضر بهجت:1/247]
با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظرة است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟![در محضر بهجت:1/89]
هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می دانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی - هر چند ضعیف - خدمتش می فرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم! [در محضر بهجت:1/364]
علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازم? این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد. [در محضر بهجت:2/421]
انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست! [در محضر بهجت:2/366]
چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است! [در محضر بهجت:2/366]
خداوند کام هم? شیعیان را با فَرج حضرت غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است. [در محضر بهجت:2/18]
آیا نباید در فکر باشیم و با تضرّع و زاری برای ظهور فرج مسلمانها و مصلح حقیقی: حضرت حجت (عج) دعا کنیم؟![در محضر بهجت:2/38]
مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد. [در محضر بهجت:2/101]
افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند! [در محضر بهجت:2/118]
هر کس باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجت (عج) و فَرَج شخصی خود پیدا کند، خواه ظهور و فرج آن حضرت دور باشد، یا نزدیک! [در محضر بهجت:2/133]
امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزیر? خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد. [در محضر بهجت:2/179]
قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست! [در محضر بهجت:2/179]
اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود! [در محضر بهجت:2/188]
اگر به قطعیّات و یقینیّات دین عمل کنیم، در وقت خواب و به هنگام محاسبه پی می بریم که از کدام یک از کارهایی که کرده ایم قطعاً حضرت امام زمان (عج) از ما راضی است؛ و از چه کارهایمان قطعاً ناراضی است. [در محضر بهجت:2/250]
به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه. [در محضر بهجت:2/324]
آری، تشنگان را جرع? وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشن? معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟![در محضر بهجت:2/369]
[ائمه (علیهم السلام)] فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید! [در محضر بهجت:2/400]
تا رابط? ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابط? ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.[فیضی از ورای سکوت:65]
روایت دارد که در آخر الزّمان همه هلاک می شوند به جز کسی که برای فرج دعا می کند. گویا همین دعا برای فرج، یک امیدواری است و یک ارتباط روحی با صاحب دعا است. همین، مرتبه ای از فرج است.[گوهرهای حکیمانه:115]
چه قدر بگوییم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد![نکته های ناب: 90]
هر کدام در فکر حوایج شخصی خود هستیم، و به فکر آن حضرت [امام زمان (علیه السلام)] – که نفعش به همه برمی گردد و از اهمّ ضروریّات است - نیستیم! [در محضر بهجت:2/27]
از گناه ما و به خاطر اعمال ما است که آن حضرت [حضرت حجّت (علیه السلام)]، هزار سال در بیابان ها در به در و خائف است! [در محضر بهجت:2/44]
هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسط? فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد. [در محضر بهجت:2/119]
خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم! [در محضر بهجت:2/120]
با این که ارتباط و وصل با آن حضرت و فرج شخصی، امر اختیاری ما است – به خلاف ظهور و فرج عمومی - با این حال چرا به این اهمّیت نمی دهیم که چگونه با آن حضرت ارتباط برقرار کنیم؟![در محضر بهجت:2/134]
کار آفتاب، اِضائه [نورافشانی] است هر چند پشت ابر باشد. حضرت صاحب (عج) هم همین طور است، هر چند در پس پرد? غیبت باشد!... چشم ما نمی بیند، ولی عده ای بوده و هستند که می بینند و یا اگر نمی بینند، ارتباطی با آن حضرت دارند. [در محضر بهجت:2/134]
آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟![در محضر بهجت:2/181]
ای کاش می نشستیم و دربار? این که حضرت غائب (علیه السلام) چه وقت ظهور می کند، با هم گفتگو می کردیم، تا لااقلّ از منتظرین فرج باشیم! [در محضر بهجت:2/188]
اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟![در محضر بهجت:2/256]
با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها – اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسط? فیض [حضرت حجّت (علیه السلام)] رجوع کرد. [در محضر بهجت:2/271]
حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید! [در محضر بهجت:2/299]
راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلق? زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه. [در محضر بهجت:2/347]
سؤال: این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجّت بن الحسن العسکری (عج) می باشم، از حضرت عالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم!
جواب: زیاد صلوات، اهدای وجود مقدّسش نمایید، مقرون با دعای تعجیل فرجش؛ و زیاد به مسجد جمکران مشرّف شوید، با ادای نمازهایش. [به سوی محبوب:59]
82. ما طلاب باید در این فکر باشیم که چگونه می توانیم یک امضا و تأییدی از مولایمان حضرت ولیّ عصر (علیه السلام) بگیریم؟! یعنی چگونه درس بخوانیم، و چگونه رفتار کنیم، که مولایمان ما را امضا و تأیید کند؟![بهجت عارفان:202]

بسم الله الرحمن الرحیم
حدیـــــــث شریـــــف معـــــــراج ( درباره زنــان مسلمـــــان)
حضرت امامزاده عبدالعظیم حسنی علیه السلام ( مدفون در شهر ری ) روایت کرده است از حضرت امام محمد تقی جوادالائمه علیه السلام از پدرش حضرت امام رضا علیه السلام از پدرش حضرت امام موسی کاظم علیه السلام از پدرش حضرت امام جعفر صادق علیه السلام از پدرش حضرت امام محمد باقر علیه السلام از پدرش حضرت امام زین العابدین علیه السلام از پدرش حضرت امام حسین سید الشهداء علیه السلام از پدرش حضرت امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام ، که آن حضرت فرمودند :
روزی من و فاطمه به خدمت حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله ) رفتیم و آن حضرت را بسیار گریان یافتیم ، عرض کردم :
پدر و مادرم فدای تو باد یا رسول الله چه چیز سبب گریه شما شده است ؟ فرمودند :
یا علی ، شبی که مرا به آسمان بردند ، زنانی چند از امت خود را در عذاب شدید دیدم پس از حالت آنها تعجب کردم و از شدت عذاب آنها گریستم .
زنی را دیدم که به موهایش آویخته شده ، مغز سرش می جوشد .
و زنی را دیدم که به زبانش آویخته و آب داغ جهنم در حلقش ریخته می شد .
و زنی را دیدم که به پستان آویخته شده بود .
و زنی را دیدم که گوشت بدن خود را می خورد و آتش از زیرش شعله می کشید .
و زنی را دیدم که پاهایش به دستهایش بسته شده و مارها و عقربها بر او مسلط گردیده بودند .
و زنی را دیدم کر و کور و لال ، در تابوتی از آتش ، مغز سرش از بینی او بیرون می آمد و بدنش از ( مرض) خوره و پیسی پاره پاره بود .
و زنی را دیدم که تنوری از آتش به پاهایش آویزان بود . و زنی را دیدم که گوشت بدن او از جلو و عقب با قیچی های آتشین بریده می شد .
و زنی را دیدم به صورت و دستهایش می سوخت و روده های خود را می خورد .
و زنی را دیدم که سرش سر خوک بود و بدنش الاغ و بر او هزار هزار نوع عذاب بود.
و زنی را دیدم به صورت سگ ، آتش در پشتش داخل می شد و از دهانش بیرون می آمد و ملائکه سر و بدنش را با گرزهای آتشین می کوبیدند . حضرت فاطمه علیها السلام عرض کرد : ای حبیب من و ای نور دیده من به من خبر بدهید که عمل و روش ایشان چه بوده است که خدای تعالی این نوع عذاب را بر ایشان مسلط گردانیده است ؟
حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله ) فرمودند : ای دخترم :
آن زنی که به مو آویخته شده بود ، موی خود را از مردهای نامحرم نمی پوشانده است !
و آن زنی که به زبان آویخته شده بود ( با زبانش ) شوهرش را آزار می داده است !
و آن زنی که به پستان آویخته شده بود ، از انجام وظایف زناشوئی خودداری می ورزیده است !
و آن زنی که به پاهایش آویخته شده بود ، از خانه بی اجازه شوهر بیرون می رفته است !
و آن زنی که گوشت دستهایش به پاهایش بسته شده بود و مارها و عقربها بر او مسلط شده بودند ، او کسی است که خود را نمی شسته است و لباسهایش را پاک نمی کرده و غسل حیض و جنابت انجام نمی داده و بدنش را از نجاسات پاک نمی کرده و نماز را سبک می شمرده است !
و آن زنی که کور ، کر و لال بود ، از زنا فرزند پیدا کرده و به گردن شوهر خود انداخته است !
و آن زنی که گوشت بدنش با قیچیهای آتشین قیچی می شد ، خود را به مردان نامحرم نمایش می داده که به او رغبت کنند !
و آن زنی که صورت و بدنش سر خوک بود و بدنش بدن الاغ ، سخن چین و بسیار دروغگو بوده است !
و آنکه به صورت سگ بود و آتش در پشتش داخل و از دهانش خارج می شد ، خواننده و آواز خوان و حسود بوده است !
پس حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند :
وای بر زنی که شوهر خود را به خشم آورد و خوشا به حال زنی که همسرش از او راضی باشد .
اکنون تو ای خواهر مسلمان ، یک مرتبه دیگر ای حدیث شریف را با دقت بخوان و در روش و اعمال خود تجدید نظر بنما و سپس به دیگران راهنمائی کن و سعی کن با اعمال نیک و عفت و حجاب ( کامل ) خود ، زینت اسلام باشی نه باعث آبروریزی اسلام ! ...
مدارک حدیث شریف معراج
1- عیون اخبار الرضا علیه السلام ج 2 ص 10 تالیف مرحوم شیخ صدوق ( ره ) در گذشت بسال 381 ه ق .
2- بحارالانوار ، ج 8/309 و ج 245/103 تالیف مرحوم علامه مجلسی ( ره ) در گذشت بسال 1111 ه ق .
3- حیات القلوب ( به زبان فارسی ) ج 2 ص 292 تالیف مرحوم علامه مجلسی ( ره) .
دفتر جامعه اسلامی ناصحین مسجد مقدس جمکران آماده پاسخگویی به سوالات شما عزیزان و انجام مشاوره رایگان می باشد .
قم صندوق پستی 3714
ماه رمضان ماه دوری از معصیت
قال الله تبارک و تعالى:
یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب على الذین من قبلکم لعلکم تتقون.
خداوند تبارک و تعالى مىفرماید:
اى کسانى که ایمان آوردهاید روزه بر شما نوشته (واجب) شد، چنانکه بر آنان که پیش از شما بودهاند واجب شده بود باشد که پرهیزگار شوید.
سوره بقره آیه 183
قال الرضا علیه السلام:
انما امروا بالصوم لکى یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا على فقر الاخر.
امام رضا علیه السلام فرمود:
مردم به انجام روزه امر شدهاند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگى آخرت را بیابند.
وسائل الشیعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرایع، ص 10

خلقت نورانی
السلام علی ام الائمة المنتجبین، بنت رسول الله الامین، الصدیقه الشهیده، المظلومة المقهورة، المضطهدة المسکورة، فاطمة الزهراء (س) سیدة نساء العالمین.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت نموده اند که خدای متعال فرمود:
ای احمد! اگر تو نبودی آسمان و زمین را نمی آفریدم واگر علی نبود تورانمی آفریدم واگرفاطمه نبود، شما رانمی آفریدم. (یعنی شمایان رمز خلقتید)] (مستدرک سفینة البحار؛3/334.) ازامام محمّد باقر علیه السلام روایت شده است که، ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام پنج سال بعد از بعثت رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم وسن شریف آن بانو درهنگام وفات هیجده سال وهفتاد و پنج روز بود. (الکافی؛1/457)؛ کشف الغّمه2/76؛همین مضمون راازامام صادق علیه السلام روایت کرده است.)
شیخ طوسی قدس سره در کتاب مصباح واکثر محققّان، ولادت آن حضرت را در روز بیستم ماه جمادی الثانی، در سال دوم یا سال پنجم بعد از بعثت ذکر کرده اند. (مصباح المتجّهد، 733، مسّارالشیعه؛ 54.)
حضرت صادق روایت کرده اند که ولادت حضرت فاطمه علیهاالسلام در بیستم جمادی الثانی، درسال چهل وپنجم ولادت رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم بود، پس هشت سال درمکّه وده سال در مدینه اقامت گزیدند وهفتاد و پنج روز بعد از وفات رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم، درسوم جمادی الثّانی سال یازدهم هجرت رحلت نمودند. (بحارالانوار؛43/9.) امام زین العابدین علیه السلام فرمودند:
چون حضرت فاطمه علیهاالسلام متولد شد. درهرروزی به میزانی که کودکان دیگر دریک هفته بزرگ شوند، نمو می نمود و درهفته به قدریک ماه ودرهرماه به قدر سالی رشد می کرد وچون رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه هجرت کردند، با امّ سلمه ازدواج نمود، فاطمه علیهاالسلام را به او سپردند. امّ سلمه درباره آن بانو می گفت: به خدا سوگند که من ازاوادب می آموختم و او را حاجت به آموختن آداب نبود وهمه چیزرابهترازمن ودیگران می دانست. (بحارالانوار؛43/10)

در آستانه حلول سال نو و آغاز سال شمسی جدید
با حسین(ع) آغاز کنیم
یا مقلب القلوب والابصار یا مدبـــــر اللیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال
|
|
به مانند یکی دو سال گذشته، عید نوروز امسال هم مصادف با ایام محرم است. این گونه تقارن ها را می توان به عنوان موضوعی ساده و عادی تلقی کرد. اما از طرف دیگر، می توان معنا و مفهومی دیگر از آن استنباط نمود. جامعه ما باید عادت کند که علاوه بر جنبه های احساسی و عاطفی در مناسبت های یادآوری اسامی ائمه و بزرگان، به جنبه های عقلانی و اندیشه ای نیز توجه داشته باشد.
۱- تا به حال فکر کرده اید که چه اسمی در دنیا بیش از همه به زبان آورده می شود؟ منظور کثرت
استفاده از یک نام نیست، بلکه دفعات تکرار آن است نمی دانم آیا در کشور های دیگر، مراسمی مشابه تاسوعا و عاشورا وجود دارد یا نه؟ فقط در طی همین دو روز، نام حسین(ع) میلیون ها بار تکرار می شود. تصور کنید چند میلیون نفر، چند بار در تاسوعا و عاشورا نام حسین(ع) را به زبان می آورند؟ اضافه کنید به این مقدار، ذکر نام حسین(ع) را در روزهای دیگر به مناسبت های مختلف وبه نظر نمی رسد نامی به اندازه نام مبارک حسین(ع) در دنیا تکرار شود.
۲- کسی می گفت امام حسین(ع) ثروتمندترین انسان روی زمین است، چرا که هر ساله از طرف او هزینه های گزافی بابت مراسم و اطعام مردم صرف می شود. هیچ سفره ای در دنیا، گستردگی سفره امام حسین(ع) را ندارد و برای هیچ کس، این همه بذل و بخشش نمی شود.
۳- و کسی هم می گفت نام حسین(ع) خساست ها، منیت ها، تکبرها و تعلق ها را از بین می برد. چه کسانی که هیچ جایی نم پس نمی دهند، ولی نوبت به حسین(ع) که می رسد، دست و دلباز می شوند. چه کسانی که بالاتر و بهتر از خودشان نمی شناسند، ولی در مراسم حسین(ع) تواضع و افتادگی در پیش می گیرند. صرف نظر از نیات افراد، در هرحال این مهم است که نام امام حسین(ع)، هر کس را به نوعی تحت تأثیر قرار می دهد.
۴- ای کاش به اندازه ای که نام حسین(ع) هیجانات، احساسات و عواطف ما را تحریک می کند، در شناخت، تعقل و تفکر ما هم تأثیرگذار باشد. ای کاش به اندازه ای که ما در ۵-۴ روز اصلی مراسم محرم، منقلب و متحول می شویم، این تأثیر، ماندگاری و استمرار بیشتری داشته باشد. ای کاش به اندازه ای که در این چند روز مهربان تر و متعادل تر رفتار می کنیم، همیشه این گونه باشیم. ای کاش تأثیرحسین(ع) بر دلهای ما به همه ابعاد زندگی مان در همه زمان ها تعمیم یابد.
۵- جامعه امروزی ما، از کاستی های فراوان فرهنگی رنج می برد. ما متأسفانه در ایام عادی به گونه ای رفتار می کنیم که در مناسبت هایی مانند تاسوعا و عاشورا، آدم باورش نمی شود که اینها همان مردم همه روزه هستند. به راستی چرا در ایام معمول این گونه هستیم:
- کمتر به یکدیگر احترام می گذاریم؛
- کمتر حقوق متقابل را رعایت می کنیم؛
- مهربانی ها را فراموش می کنیم؛
- مقررات اجتماعی را مثل آب خوردن نقض می کنیم؛
- بدون توجه به وضعیت خودمان، همه کاستی ها را متوجه دیگران می سازیم؛
- همه چیز را از دید خودمان می بینیم و خودخواهانه عمل می کنیم؛
- به خود مجوز هر نوع آزادی عملی را می دهیم؛
و مهم تر از همه این ها؛
- نه تنها برای دانستن و تفکر وقت صرف نمی کنیم بلکه به دانایی نیز احترام نمی گذاریم؛
- کمتر مطالعه می کنیم؛
- و به خود اجازه می دهیم علی رغم ناآگاهی، در هر موضوعی اظهار نظر کنیم.
۶- چرا ما این قدر فراموشکاریم؟ بی توجه و بی تفاوتیم ؟براستی وقتی ما حسین(ع) را داریم، چرا یاد او را به چند روز محدود می کنیم؟ حسین(ع) مظهر تشنگی است، اما نه فقط تشنگی به آب، تشنگی معرفت، تشنگی عشق و تشنگی وصال. در دنیایی که همه به دنبال این مظاهر کم یاب هستند، چرا ما با حسین(ع) این گونه رفتار می کنیم؟ چرا ما تشنه نیستیم، تشنه مهربانی، تشنه طلب، تشنه دانایی و تشنه حسین(ع)؟ به قول استادی «دین و زندگی بدون تشنگی ارزش ندارد». مگر ما چند بار فرصت زندگی کردن داریم؟ کی می خواهیم فلسفه زندگی را درک کنیم؟ آیا تاکنون به «خواستن های» خود توجه کرده ایم؟ ارزش و معنای نهفته در آنها چیست؟ اگر این خواستن ها الان با ارزشمند آیا همیشه بدین گونه خواهند بود؟ کجای زندگی هستیم؟ به کجا می رویم چنین شتابان (فاین تذهبون)؟ حسین(ع) در کجای زندگی ماست؟
۷- به زندگی بازگردیم. باور کنیم خیلی جاها خود ما شرایط زندگی را سخت می کنیم. وقتی من خودخواهانه رفتار می کنم. طبیعی است که مشکلات بعدی هم به وجود می آید. وقتی با هم مهربان نیستیم معلوم است که همدیگر را تحمل نخواهیم کرد. این ایده آل گرایی نیست، واقع بینی است. کاش
همیشه با همان تفکر ۵-۴ روز محرم به خود، زندگی و دیگران نگاه کنیم.
۸- حسین(ع) مظهر مهر است و ما را با هم مهربان می کند. حسین(ع) عشق و محبت را به دل ها باز می گرداند. حسین (ع) دل ها را مهربان و ملایم می سازد. با حسین(ع) بازار عطوفت، همدلی و مدارا دوباره رونق می گیرد و تنور ایثار داغ می شود.
۹- و امام حسین(ع) مظهر دانایی هم هست، چیزی که متأسفانه به شدت مورد غفلت قرار می گیرد و هر سال کمتر بدان عنایت می شود. مبنای حرکت حسین(ع)، اندیشه است و معرفت. حسین(ع) عاشورا را نمی آفریند تا مردم فقط به یاد خودش باشند. حسین(ع) عاشورا را می آفریند تا مردم به فلسفه زندگی شان بیندیشند، تا فرصت محدود زندگی را قدر بدانند، تا به دنبال معنا و مفهوم زندگی باشند. حسین(ع) منادی اندیشه و عمل بر مبنای آن اندیشه است. کج فهمی و کم لطفی است که عاشورا و حسین(ع) را فقط در گریه و ناله خلاصه کنیم.
۱۰- جامعه ما نیاز به یک تحول فرهنگی عظیم دارد و به نظر می رسد چنین حرکتی نیازمند یک مبنا و نقطه شروع است. ما امام حسین(ع) را داریم و او همیشه می تواند مبنای یک حرکت فرهنگی باشد، حرکتی برای آرامش جامعه، برای کاستن اضطراب ها و نگرانی ها و برای جور دیگر دیدن زندگی بیایید امسال را با مهربانی آغاز کنیم؛
امسال را با دانایی آغاز کنیم؛
و امسال را با حسین(ع) آغاز کنیم.
السلام علیک یا ابا عبد الله حسین علیه السلام
سال نو را با خانه تکانی دلهامون با ذکر حسین آغاز می کنیم

آخرالزمان اصطلاحى است در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا، به معناى آَخرین دوران حیات بشر
و قبل از برپایى قیامت.
در فرهنگ اسلامى، آخر الزمان، هم دوران نبوت پیامبر اکرم (ص)، تا وقوع قیامت را شامل مى شود و هم دوران غیبت وظهور مهدى موعود(ع) را در دوران معاصر، عده اى از مفسران ومتفکران مسلمان از قبیل : مرحوم علامه طباطبایى، استاد شهید مرتضى مطهرى، سید قطب، محمد رشید رضا، شهید سید محمدباقر صدر و... با اتکا به آیاتى از قرآن کریم اعراف: 138، انبیاء: 105، صافات: 171 و 172 استخلاف انسان در زمین، فرمانروا شدن نیکوکاران زمین وراثت صالحان وپیروزى حق بر باطل را به رقم جولان دائمى باطل، به عنوان سرنوشت آینده بشر مطرح کرده اند و آیات وروایات مربوط به تحولات آخر الزمان را بیانگر نوعى فلسفه تاریخ مى دانند و به اعتقاد ایشان، عصر آخر الزمان عبارت است از دوران شکوفایى تکامل اجتماعى و طبیعى نوع انسان.
چنین آینده اى امرى است محتوم که مسلمانان باید انتظار آن را داشته باشند و نباید منفعل و دلسرد به حوادث واقعه بنگرند، بلکه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاریخى انتظار، باید سرشار از امید، آمادگى وکوشش درخور این انتظار مقدس باشند.
در چارچوب این برداشت، آخر الزمان قطعه معینى از تاریخ نوع انسان است که او باید در آن، حرکت تکاملى تدریجى خود را تا تحقق وعده الهی ادامه دهد. در حالى که درکتب علماء متقدم همچون "کمال الدین " رحمه الله الغیبه شیخ طوسی رحمه الله چنین تفسیرى از تاریخ نبوده وتحولات آخر الزمان امرى است غیر عادى که در آخرین بخش از زندگى نوع انسان واقع می گردد وبه تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمى شود.
شناخت آخر الزمان یا فرجام شناسى (Eschetologie) در ادیان یهود، مسیحیت وزرتشتى نیز حائز اهمیت است. نگاهى به دردها وآلام بشر اندیشمند امروز وقربت او در زوال فطرت پاک آَدمى، چنین مى نمایاند که در میان همه خواسته هاى ضد ونقیضش، امروز یکى هست که همه در آن مشترکند همه اقوام و ملل یکصدا خواهان آزادى اند.(1)
دراحادیث بسیارى آمده است که حضرت مهدى (ع) در آخرالزمان ظاهر مى شود. پیامبراکرم (ص) بر فراز منبر فرمود: مهدى از عترت و اهل بیت من است. او درآخرالزمان ظهور می کند. (2)
ونیز فرمود: مژده باد شما را به ظهور مهدى که او در آخرالزمان به هنگام سختى روزگار وفتنه و اختلاف وعدم امنیت مى آید وخداوند به وسیله او زمین را پر از قسط و عدل مى نماید.(3)
امام باقر(ع) نیز مى فرماید: دولت ما آخرین دولت هاست.... (4)
پیامبر(ص) دست ها را بهسوی آسمان برافراشت وگفت: خداوندا برادرانم را به من بنمایان. یکى از اصحاب گفت: مگر ما برادران شما نیستیم؟ فرمود: نه، شما یاران من هستید. برادران من کسانى هستند که در آخرالزمان مى آیند و به من ندیده ایمان مى آورند. خداوند آن ها را پیش از آن که از صلب پدران به رحم مادران درآیند، با نام خود و پدرانشان به من معرفى نموده است که استقامت هر یک از اَن ها در دین خود، ازکندن خارهاى گون در شب تاریک، و به دست گرفتن آتش گداخته سخت تر است. آن ها مشعل هاى هدایت هستند که خداوند آن ها را از فتنه های تیره و تار نجات می بخشد.(5)
درباره فتن وحوادث آخرالزمان، احادیث بى شمارى از حضرت ختمى مرتبت و حضرات ائمه (ع) درکتب حدیث به ثبت رسیده است.
مجموعه هایى از آن احادیث، به صورت کتب مستقلى به نام ملاحم, الغیبة ودیگر نام ها نگاشته شده است.
روایات معصومین (ع) نشان مى دهد:
1. با سپرى شدن این دوران، بساط زندگى دنیوى برچیده و مرحله اى جدید در نظام اَفرینش آغاز مى شود.
2. آخرالزمان خود به دو مرحله کاملاً متفاوت تقسیم مى شود: دوران نخست که در آن انسان به مراحل پایانى انحطاط اخلاقی مى رسد .
دوران بعد، عصر تحقق وعده هاى الهى به پیامبران و اولیاى خدا است و با قیام مصلح جهانى آغاز مى شود. کلیات عقاید مربوط به آخرالزمان تقریباً از سوى همه فرقه هاى بزرگ اسلامى پذیرفته شده است، ولى در خصوص وابستگى این تحولات به ظهور مهدى (ع) و نیز هویت او اختلاف نظر وجود دارد.
*********************************************************
1 : نشریه موعود شماره 11 و 10ص 54.
2 : غیبة طوسی ص 111 بحارالانوار، ج 51ص 74
3 : منتخب الأثرص 171.
4 : بحارالانوار ج 52 ص 332 اثبات الهداة ج 3 ص 6 51.
5 : بحارالانوار ج 52ص 24 ا منتخب الاثرص 515 الزام الناصب ص137.
*********************************************************
تاسوعا ، عاشورا ، شام غریبان :
عاشورا تمام شد ، شام غریبان رفت ، لباسهای سیاه کم کم از تن ها بیرون می آیند اما یک چیزی است که ما از آن بی خبریم ، به نظر ما عزاداری تموم شده است اما تازه غریبی زینب (س) شروع شده زینب (س) تازه زینب (س) شده تازه تنهایی زینب (س) آغاز شده غریب حسین است (ع) اما غریبتر زینب (س) مظلوم حسین (ع) است اما مظلومتر زینب (س)
امان از دل زینب امان از دل زینب
زینب (س) در کربلا خواهر نبود بلکه مادر بود زینب جانشین مادرش زهرا (س) بود .
امام حسین (ع) ، عباس (ع) ، قاسم (ع) ، علی اکبر (ع) ، علی اصغر (ع) و یاران همه رفتند اما زینب (س) با تمام غریبی ، تنهایی و بی کسی با شامیان ماند شامیانی که به طفل 6 ماهه امام ندادند .
کربلا کرب و بلا بود ، امام حسین (ع) و یارانش خود را فدای اسلام کردند اما این زینب (س) بود که امام حسین (ع) و یارانش را باز زنده کرده است زینب (س) بود که اسلام را زنده کرده است .
زینب (س) بود که با صبر و استقامت امام حسین (ع) را بر دلهای عاشقانشان تصویر کرد .
زینب (س) بود که عاشورا را عاشورا کرد .
زینب (س) بود که ما الان بعد از هزار و چند صد سال امام حسین (ع) و یارانش را در دلهایمان داریم و هر ساله در عزای حسین (ع) بر سر و سینه می زنیم و یاد فداکاری ثارالله می افتیم .
اگر 1 بار می گوییم غریب مادر حسین (ع) یابد هزار بار بگوییم غریب مادر زینب (س) زینب (س) زینب (س)
*********************************************************************
ورود اهل بیت به کوفه
راوی می گوید امام را بر شتری لاغر و برهنه (بی حجاز) سوار کرده بود و دیده بانان در پشت سر او و اطراف اسرا حلقه وار با نیزه های کشیده محافظت می کردند و اگر از هر کدام از اسرا اشکی سرازیر می شد سرش را با نیزه می کوفتند و خون از پاهای امام سجاد جاری بود. همینطور روایت شد سواری که سر حضرت عباس (ع) را به گردن اسبش آویخته بود زیباترین مردم بوده است که رویش مثل قیری سیاه شد و خودش می گوید هر شب دو مامور مرا در آتش می اندازند و به بدترین حالت مرد.
ابن سعد اسیران را آورد و چون نزدیک کوفه رسیدند مردم کوفه به تماشای آنها جمع شدند. اهل کوفه از وضع آنها شیون سر دادند امام سجاد (ع) فرمود برای ما شیون می کنید؟ پس چه کسی ما را کشت؟ امام حالش خیلی بد بود برای همین اولین بار خانم خطبه قرّاء خود را قرائت کرد. خانم زینب اشاره کردند تا مردم خاموش شدند نفس مردم در سینه ها حبس شد بعد از ستایش خداوند و صلوات بر پیامبر فرمود : اما بعد، ای اهل کوفه، ای اهل لاف زدن و پیمان گسستن و عقب کشیدن، حالا گریه ها خاموش نشود و ناله ها فرو ننشیند، همانا مثل شما، مثل آن زنی است که رشته محکم خود را واتابد و شما پیمان خود وسیله دغلی ، سازید جز لاف و خودبینی و گزاف و دروغ در شما چیزی نیست، تملق گوئی کنیزان و کرشمه نوازی دشمنان را شیوه خود کرده اید ...حالا چه برای خود پیش آوردید که خدا بر شما خشم کرد و در عذاب ابد جا کردید برای پدرم گریه کنید!؟ آری بخدا باید گریه کنید زیرا شما را همان گریه شایسته است زیاد بگریید که چنان آلوده ننگ و گرفتار رسوائی آن هستید که هرگز نتوانید آنرا شست چگونه خون زاده خاتم نبوت و معدن رسالت از خود بزدائید که سید جوانان اهل بهشت و پناهگاه جمع شما بود او برای شما جایگاه آرامش و سازش بود درد شما را درمان می کرد و از پیش آمدهای بد، شما را نگهداری می کرد، در ستیزه جوئی با هم به او مراجعه می کردید منطق درست شما به او تکیه داشت و او چراغ راه شما بود. هلا چه بد برای خود پیش آوردید و چه به باری برای قیامت خود به دوش گرفتید، نابودی، سرنگونی . تلاشها بر باد رفت و دستها از کار ماند و معامله، سرمایه را به باد داد، در خشم خدا جای گرفتید و سکه خواری و گدایی بر جبین شما زدند. وای بر شما می دانید چه جگر گوشه ای از رسول الله (ص) را پاره کردید؟ و چه پیمانی از او شکستید؟ و چه خاندان گرامی از او به بازار آوردید؟ و چه پرده حرمتی از او دریدید؟ و چه خون از او ریختید؟ چیز ناهنجاری آوردید که بسا آسمانها از هم فرو ریزد و زمین بپا شد و کوهها با خاک یکسان شود به اندازه روی رزمین و به اندازه گنجایش آسمانها، عروس اعمال شما بی مو، بی سابقه، بدنما، کور و زشت و کج خلق است، متعجب شوید اگر که آسمان خود ببارد؟ عذاب برای آخرت رسوا کننده تر است و آنان یاوری بجویند، مهلت شما را سبک سر نکند، زیرا کسی بر قوای عز و جل پیش دستی نتواند کرد و خون خواهی از او قوت نخواهد شد سپس چند بیت شعر خواند و سپس روی از آنان برگرداند)
نکته اول : شرح این خطبه را کتابی بزرگ با لسان عالمی عارف در خور است، بلاغت و شیوایی و شهامت موعظه و موشکافی اخلاق فاسد دشمن خونخوار که از حنجره زنی اسیر و گرفتار خارج شده است.
نکته دوم: شیون زینب نه از این جهت است که برادران خود و فرزندانش را از دست داده و به اسارت گرفته شده بلکه او در یک موج بی پایان تأسف بر حال ملت اسلامی و مردم کوفه می نگرد که با کشتن امام حسین (ع) وضع عالم اسلامی به کجا کشیده شده است و کاخ عدالت فر ریخته و دیگر این مردم روی آسایش نخواهند دید و از فیوضات معنویه دین نتوانند بهره مند شد و تا همیشه خود و نسل خود را ننگین کرده اند و در آینده سیل خون در محیط کوفه به راه می افتد و همه خانواده ها داغدار خواهند شد و در نهایت، این محیط آباد تبیدل به ویرانه ای انباشته از خاک و خون خواهد گردید .
نکته سوم: حضرت زینب با این خطبه آتشین، انقلاب را آغاز نمود و و اول نتیجه ای که گرفت این بود که خاندان نبوت را از خطر بزرگی که آنها را تهدید می کرد نجات داد زیرا هر لحظه ممکن بود ابن زیاد که اکنون مست پیروزی است فرمان قتل عام آنها را صادر کند و ذریه رسول الله را به بردگی گیرد و به بازارهای دور دست کفار بفرستد ولی خانم چنان ماهرانه نطق کردند که مر